ملا محمد مومن كرمانى
217
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
بعد از آنكه وارد شهر سبز تركستان - كه از جمله شهور « 1 » تابعه سمرقند مىباشد - مىشوند ، اكثرى از مردم بلده مزبور كه در خدمت امير سمت آشنائى و قرابت داشته بودند ، كمال خرمى و بهجت با ايشان رخ نموده ، امير و رفقا را در كمال عزت و احترام استقبال نموده ، به لوازم شكرگذارى اقدام داشته بودند و ورود مقدم امير را فوز عظيم تصور نموده . از آنجا كه اغتشاش « 2 » كلى در امور آن ولايت به هم رسيده بود ، و از حاكمى كه از جانب صاحب اختيار و فرمانفرماى كل سمرقند « 3 » تعيين شده بود با خلق بناى بىاعتدالى و جورپيشگى گذارده و دست تطاول و تعدى به اموال و احوال عموم رعايا و عجزه و مساكين و متوطنين دراز نموده ، و از كسان و كاركنان و ملازمان او تعديات و تحميلات غير حساب بر عموم متوطنين و رعايا و مساكين واقع ، و هريك كه به دادخواهى مىرفتند غوررسى احوال ايشان حسب المدعا نشده - بلكه نتيجه عكس بخشيده ، مبلغهاى ديگر جرم و جنايت و مؤاخذه مىشدهاند ، و عموم خلق الله از بىاعتدالى حاكم مزبور دادخواه و به حاكم و فرمانفرماى كل سمرقند نيز كه عرض مىنمودهاند ، بنابر مراعات حاكم ، غوررسى ايشان را نمىنموده - و كمال اغتشاش « 4 » و بناى « 5 » ( ؟ ) بىضابطگى و بىاعتدالى در كل ولايت به هم رسيده ، و از شدت جور [ b 5 ] و بيداد حكام و فرمانفرمايان مزبوره ، تمامى خلق و متوطنين آن سرزمين شاكى و فريادى ، و جوياى وسيله و خواهان نجات مىبودهاند . در حينى كه امير از سفر تجارت وارد مىشود با چهل نفر تجار ايشان همگى صاحبان ثروت و خيل و حشم و جمعيت و خدمت و در هنگام غيبت ايشان نيز بر كسان و كاركنان ايشان انواع تعدى و بىحسابات از
--> ( 1 ) - اين هم بار دوم جمع شهر به معنى بلد - كه البته صحيح نيست . كش - شهر سبز نزديك سمرقند . ( 2 ) - در اصل : اختشاش ؟ ( 3 ) - ظاهرا بايد مقصود امير حسين پدرزن تيمور بوده باشد . ( 4 ) - در اصل : اختشاش ( ؟ ) ( 5 ) - شايد : و بسيارى ( ؟ )